حسين مدرسى طباطبائى
47
برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )
7 ) در سردر شمالى صحن بالاى درگاه ورود اين كتيبه به نستعليق سفيد بر كاشى لاجوردى به شكل دو سطرى نوشته شده است : « چون مؤيد شد ز لطف خاص رب العالمين * آصف دوران وزير اعظم داراى دين آن معين بىپناهان مأمن بيچارگان * شمع بزم عارفان سلطان ايران را امين آن همايونفر كه ذرات وجودش از ازل * گشته با مهر ولاى آل پيغمبر عجين بهر تعميرات صحن سبط شاه اوليا * نونهال گلشن گلذار « 1 » خير المرسلين ريخت از بس سيم و زر گفتا خرد گويا مدام * بارد از ابر كفش ياقوت احمر بر زمين در زمان دولت شاهنشه دارا شكوه * ناصر الدين شاه غازى صاحب تاج و نگين پور ابراهيم داد اين كعبه را از نو صفا * بهر سبط قبلهء هفتم امام هشتمين كند از بنياد برپا كرد از نو اين بنا * سود زين سوداى نيكو سر به چرخ چارمين ز اهتمامات بليغ و سعى سعد السلطنه * حكمران خطهء قزوين و ارباب يقين آن سمى حضرت باقر كه شد از همتش * اين فضاى روحپرور رشك جنات برين كو سليمان و سكندر ؟ قيصر و خاقان كجاست * تا كه سايند از پى رفعت بدين درگه جبين گفت معمارش پى تاريخ او با مجرمان * كى گنهكاران سلام ادخلوها آمنين
--> ( 1 ) . كذا در اصل .